|
|
|
|
|
شهرستان تاکستان با قدمتی ثابت شده هفت هزار سال که به همه این منطقه اعتبار می بخشد سرشار از بناها و تپه های باستانی ، اشیاء و لوازم بر جای مانده از پیشینیان ماست . اشیا قدیمی که در میان عوام به عتیقه معروف است چنان در این شهرستان و اطراف آن فراوان است که سود جویان با اندک کندکاوی به آنها دست می یابند . از میان یافته هایی که در شهرستان تاکستان بدست آ مده است می توان به سکه های دوره هخامنشی ، ظروف سفالی ،ابزار آلات کشاورزی و صنعتی و ... اشاره کرد که متاسفانه به دلیل عدم وجود موزه در این شهر به مرکز استان و یا به موزه ایران باستان تهران منتقل می شود . عدم شناخت جوانان این منطقه از تاریخ و سنن و قدمت شهرشان و هم چنین عدم آگاهی مردم این شهر از اکتشافاتی که در جای جای این شهر صورت گرفته است به ناآگاهی مردم از قدمت و تاریخ این شهر دامنه است . در اغلب شهرهای کوچک ایران موزه هایی با نام های موزه مردم شناسی و ... احداث شده است ولی تاکستان با قدمتی بالغ بر هفت هزار سال و گمانه زنی های ده هزار سال از داشتن موزه محروم است . امید است که مسئولان محترم شهر و به خصوص مسئولان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگر ی تمام توان خود را برا ی احداث موزه در این شهر به کار گیرند . تا اشیا و وسایل کشف شده در این خاک مقدس بماند . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 23:1 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
|
موزه مجازی تاکستان از سوی واحد هنرهای تجسمی و صنایع دستی اداره میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری شهرستان تاکستان با طراحی و نویسندگی میثم رحمانی و مشاوره و نویسندگی فرج رحمانی راه اندازی شد . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 23:18 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
نوروز چيست ؟خلاصه مقاله ابوريحان بيروني كه نوشته هايش در زمينه نوروز غني ترين و معتبر ترينآثار مكتوب است مي گويد : « نخستين روز است از فروردين و از اين جهت روز نو نام كرده اند كه پيشاني سال نو است .» لغت پهلوي كلمه نوروز نگ روز ( Nogruz ) است . در لغت نامه دهخدا آمده است كه خداي تعالي در اين روز ( نوروز ) عالم را آفريد و هر هفت كو كب در اوج تدوير بودند و اوجات همه در نقطه اول حمل بود . مهرداد بهار در كتاب « اساطير ايراني » بر آن است كه مي توان اين جشن را به روزگاراني منسوب داشت كه اقوام ايراني و هند خورشيد را ايزدي بزرگ مي شمردند . همه متون كهن نوروز را به جمشيد نسبت داده اند ، علتش محبوبيت چهره و شخصيت جمشيد است كه تنها جلوه ي اسطوره اش براي ما بازمانده . گروهي از انديشمندان بر آنند كه نوروز نمادي از يكتا پرستي ايرانيان است زيرا ايرانياني كه از زمان فرمانراوئي تهمورث به گفته برخي از خاور شناسان ستاره پرست بوده اند در عهد جمشيد مزادا پرست شده اند . جشن نوروز يكي از جشن هاي كهن ايراني است البته اين بدان معنا نيست كه نوروز خاص ايراني ها است و ديگر اقوام چنين جشني نداشته اند ، مي دانيم كه جشن سال نو در مصر ، بين النهرين ، هند ، تاجيكستان ، افغانستان و ممالك ديگر برگزار مي شد . اما ايراني ها شايد جزء اقوام معدودي اند كه اين جشن را به شيوه ي خاص خود هر ساله برگزار كرده اند و تا كنون زنده نگاه داشته اند . پس از اسلام هم با گذاشتن قرآن و كتاب آسماني بر سر سفره هاي نوروزي به قداست آن افزودند تا اين سنت را هر چه پر بارتر حفظ كنند . اما مردم تاكستان از جمله وفاداران ميراث باستاني ايران عزيز هستيم و با برخورداري از فرهنگي والا يكي از قديمي ترين سنن ، مناسك و آداب و رسوم را به شيوه سنتي حفظ نموده اند . فرهنگ اين منطقه ميراث ريشه دار و گسترده اي است كه با پيشينه ي چند هزار ساله برتارك فرهنگ ايران كهن مي درخشيد . آزاد مردان بزرگ و دلاوري در اين سرزمين زندگي كرده اند و در احياي سنت ها ، مواريث قومي و ملي خويش كوشا بوده اند . در اين مقوله كه جنبه تحقيق ميداني دارد سعي و همت بر آن بوده كه با كنكاش پيرامون گوشه اي از آداب و رسومي كه مربوط به آيين هاي نوروزي در بين تات زبانان تاكستان است و از اذهان و يادها فراموش شده و يا خواهد شد را احيا نمايم ، در اين راستا بود كه در رگ هاي دودزده ، مسدود و پير شهر با تعدادي از فضلاي شهر به مصاحبه و گفتگو نشستم و حاصل آن مصاحبه و گفتگو ، تحقيق ذيل است . معمولاً مجموعه ي آيين هاي نوروزي تاتهاي تاكستان از چهار شنبه سوري آغاز مي گردد و با آيين سيزده بدر نوروز پايان مي پذيرد اما در تاكستان اين آيين در ده يا پانزده روز مانده به نوروز با ترانه هاي پيش قراولان نوروز ( نوروز نامه خوانها ) كه به « نوروز نو سال » معروفند شروع مي شود . نوروز نامه خوانها و نوروز نامه خواني –چهارشنبه سوري (كٌله چارشنبه Kole carsanbe ) –فلسفه ي كٌله چارشنبه در تاكستان –رسم آتش افروزي كٌله چارشنبه واژه ي كٌله در كٌله چارشنبه –رسم كوزه شكستن – فال گوش –اعتقاد به چهارشنبه خاتون (كوله خاله xale Kole ) –براي باروركردن درختان كم بار- بخت گشايي دختران شوي نكرده –سنت كك چيني باداس نوروز در فرهنگ تات- مقدمات نوروز –مراسم هنگام تحويل سال –مراسم شب عيد نوروز –مراسم روز عيد-رسم شال اندازي –(لو كه ويجينه Lukey vijine ) –تخم مر غ بازي (كر خا وازي Karxa vazi) –تيله بازي (تله وازي Tele vazi )-قاپ بازي (قاپه وازي Qapa vazi) –سيزده بدر (سينزم Sinzam ) –تداركات روز سيزده –مكان هاي تعيين شده براي روز سيزده بدين ترتيب مراسم نوروز در تاكستان جلوه اي از نمادهاي فرهنگ ملي ايران و باورهاي و كهن ودر ضمن آن رنگ و بوي اسلامي و مذهبي نيز بخود گرفته است .اميدواريم كه اين نوشته حلقه اي براي پيوند يادمان هاي كهن با دستاوردهاي جديد مردم تاكستان گردد و علي رغم بيان اصالت تاريخي مردم تات سكويي براي ترقي فكري و فرهنگي مردم شود. متن کامل مقاله در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 21:36 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
ببخشا که دیر بومیمه منبد موگوم منظم تر بومه و سیادن بارده بینیسم . منتظر نویه مطلبون گردا |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 23:54 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
|
3. پدر داماد چند روز قبل از عروسی بزرگان فامیل را به ناهار یا شام دعوت می کرد و آمادگی خود را برای برگزاری مراسم عروس اعلان می نمود بزرگان فامیل ابتدا فکر می کردند که آیا در بین فامیل یا دوستان فامیل های وابسته و دوستان ، خانواده های عزادار هستند یا خیر . اگر از فامیل ها یا دوستان ، کسی فوت شده بود و هنوز چهلمین روز درگذشتش نرسیده بود برای دلجویی از آن خانواده عزادار پدرو مادر داماد همراه چند تن از بزرگان فامیل با در دست داشتن یک کله قند به خانه عزاداران می رفتند و با عرض تسلیت و خواندن فاتحه دلجویی از آنها اجازه برگزاری مراسم عروسی را می گرفتند و گاهی هم برای احترام بیشتر حمامی را قرق می کردند یعنی در آن وقت قرق هیچ کس دیگر حقی نداشت به آن حمام برود ریش سفیدان فامیل داماد و عروس به آن حمام می رفتند و پس از استحمام از حمام خارج می شدند ، پس از صرف چای و قلیان و میوه اجازه عروسی داده می شد این حمام قرق کردن یعنی دور کردن عزا و سیه روزی از جسم و روح عزاداران سپس همگی به خانه داماد آمده و تاریخ عروسی بوسیله بزرگان مشخص می شد ( اولین مرحله مهمانی دادن ) . بوسیله بزرگان لیست مدعوین تهیه می شد مثلا 200 نفر از بزرگان محل را در نظر می گرفتند و بوسیله چوپان محل آنها به مهمانی دعوت می شدند بدین ترتیب که یک نفر با سواد لیست مدعوین را در دست داشت اسامی را به چوپان می گفت چوپان در محل می گشت و درب خانه افراد را کوبیده با صدای بلند می گفت . آهای فلانی دس ِ اشته فِرَر با ( انشاا... عروسی پسر شما باشد ) شب مثلا شب جمعه به خانه فلان کس تشریف بیاورید برای مهمانی و در داخل خانه جواب می آمد خدا مبارک کند و بدین ترتیب تمام میهمانان برای صرف شام به خانه پدر داماد آمده پس از صرف شام با گفتن خدا مبارک کند به خانه خود بازمی گشتند ناگفته نماند که از شروع نان پختن تا آخرین ساعات عروسی در اکثر اوقات دف زدن و رقصیدن زنان برقرار بود و عاشقان قصه گو در شبها داستان« شاه اسماعیل و گلزار» و« طاهر میرزا و زهره» و« کرم و اصلی » را می گفتند و با نواختن چگور ، بالابان و دف برای سرگرمی و شادی اهل عروسی به آوازخوانی و داستان گوئی می پرداختند . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 23:30 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
|
پدر داماد پس از اینکه همه وسایل عروسی را فراهم می کرد مثلاً نان را تهیه می کرد و گوسفندان را( که از چند ماه پیش پروار بسته و خوب چاق نموده) آماده می کرد.
ابتدا با درمیان گذاشتن عروسی با پدر و مادر عروس و رضایت آنها چند زن از طرف فامیل عروس و چند زن از نزدیکان داماد وپدر داماد برای خرید لوازم عروسی می رفتند و پس از خرید وسائل برای زنان نزدیک داماد و همچنین برای نزدیکترین زنان فامیل عروس نیز خلعت می خریدند و ناهار را در بیرون از خانه میل نموده با شادمانی و خوشحالی به خانه داماد می آمدند و هر چه را که خریده بودند در خانه داماد می گذاشتند تا یک روز قبل از عروسی زنان فامیل داماد آن لباس ها و لوازم را در مجمعه قرار داده بسر می گذاشتند و دف زنان به خانه عروس می بردند. نج وارونه چه معنا دارد |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 22:55 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر شما در تاکستان زندگی می کنید حتما از رسوم و چگونگی برگزاری مراسم ازدواج دو جوان تات آگاهید . ازدواج در تاکستان نسبت به شهرهای دیگر که معمولا در یک شب برگزار می شود . باشکوه تر و پر هزینه تر است . معمولا فامیل نزدیک به مدت یک هفته در خانه عروس و داماد به پایکوبی و همچنین کمک می پردازند . مراسم عروسی امروز تاکستان نسبت به چند دهه گذشته تغییراتی داشته حتی برخی از مراسم با گذشت زمان و ماشینی شدن زندگی دیگر برگزار نمی شود ولی بد نیست جوانان تاتستانی ( تاکستانی ) بدانند که مراسم عروسی پدر و مادر یا حتی مادربزرگ و پدربزرگشان به چه صورتی و با چه رسومی برگزار می شده است . مطلبی که در ادامه به محضر شما تقدیم می گردد اشاره ای دارد به رسومی که حدود 60 سال پیش در تاکستان اجرا می شده است . هر چند بیشتر این رسوم اکنون هم اجرا می شود ولی خواندن در مورد رسومی که اکنون دیگر اجرا نمی شود خالی از لطف نیست . در این پست ابتدا از مراسم نامبرده می شود سپس در هر پست به توضیح در مورد هر رسم و رسوم به طور جداگانه می پردازیم . مطلب فوق برگرفته از مقاله مرحوم دکتر حبیب طاهرخانی است که در اولین همایش تات شناسی ارائه داده بودند. رسومی که شرح داده می شود مربوط به 70 سال پیش است در این مطلب از منبع یا کتابی استفاده نشده بلکه خود شاهد آن بوده و آنچه را که عینا دیده ام شرح می دهم . عروسی ها یا نامزدی ها اکثراً در فصل پائیز انجام می شد چون درآمد مردم تاکستان از راه فروش محصولات باغ انگور بود بنابراین در فصل پائیز که انگور و کشمش ها جمع آوری و بفروش می رسید ، وضع مالی مردم خوب می شد و زیارت روندگان به زیارت می رفتند و عروسی ها نیز در این فصل انجام می شد . بنابراین اگر پسر و دختری را برای هم نامزد می کردند عروسی آن ها تا پائیز سال آینده طول می کشید و در فاصله یک سال مراسم ها یی انجام می شد که به طور خلاصه از آنها نام می بریم : 1- خواستگاری 2- قَتِفَت ، یعنی تعیین مهریه و غیره 3- خرید 4- مهمانی 5- اَرماز بری ، یعنی لباس بردن برای عروس 6- طلا بری 7 – فِل بری ، یعنی پول بردن 8- برنج بری 9- پِِلا بری یعنی چلو بری در شب عید 10- مراسم عید 11- جار 12-نوبرانه 13- مراسم عروسی ، که تعریف هر کدام از این رسوم بسیار طولانی خواهد شد لذا برای خلاصه کردن ، بنده فقط مراسم عروسی را شرح می دهم . عروسی یک تات تاکستانی هفت شبانه روز طول می کشید . بدین ترتیب 1- نان پختن 2- مهمانی فامیل 3- تسبیح انداختن 4- چَروا سر آربینی یعنی سر بریدن گوسفندان 5- اَرماز بری یعنی لباس بردن 6- حمام رفتن داماد 7- خَنِه بری ( خنه شو ) حنابندان 8- فِل باشیندن یعنی پول انداختن 9- زُما قابا تََن یَردَن ، یعنی قبای دامادی پوشاندن 10- جیز بوردن ، یعنی جهازیه آوردن 11- کمر بستن 12- وِیه بوردن ( عروس آوردن – عروس کشون ) که مشروح هر یک ذیلاً به استحضار می رسد . 1- ُنونَِه بندی : یعنی پختن نان تقریباً بیست روز قبل از عروسی ابتدا بایستی آرد مورد مصرف تهیه شود لذا جوانان فامیل یا دوستان داماد می آمدند و جوال های پر از گندم را به الاغ ها و قاطرها بار کرده برای آرد کردن ، آسیاب می بردند آسیابهای آن زمان به وسیله فشار آب کار می کردند گندمها را آرد کرده و به خانه می آوردند وقتی که آرد حاضر می شد مادر داماد زنان سفید گیس فامیل را دعوت می کرد تا اجازه دهند نان پختن برای عروسی شروع شود گیس سفیدهای فامیل جمع می شدند دو زن جوان که آنها را ( زَرین کیسه ) می گفتند با پوشیدن لباس های نو ، آراسته به زر و زیور به دستور گیس سفیدان برای دعوت زنان می رفتند به هر خانه که می رسیدند می گفتند دست به پسر شما باشد اجازه بدهید برای عروسی داماد نان پختن را شروع کنیم زن صاحبخانه با گفتن خدا مبارک کند ، یک جفت جوراب یا قدری میوه یا چیز دیگر به دعوت کنندگان انعام می داد و زنان زَرین کیسه که همراه خود کیسه سرخ رنگی داشتند هدایا را در آن کیسه گذاشته و می رفتند از فردای آن روز نان پختن شروع می شد معمولا حدود چهار خروار آرد را نان می پختند و این عمل چند روزی طول می کشید و هر روز از زنان دعوت شده برای گفتن مبارک باد به خانه داماد می آمدند وقتی که برای دیدن نان پختن نانوایی می رفت نانوا به عنوان انعام نانی به او می داد و او در عوض مبلغی پول به نانوا انعام می داد بدین ترتیب حدود 10 روزطول می کشید تا نان پختن تمام شود و در این مدت در خانه داماد مرتب بزن و بکوب و رقص و آواز برقرار بود و هر روز چندین نفر در خانه داماد میهمان بودند تا اینکه پختن نان تمام می شد. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 21:39 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
|
حتما شما هم وقتی می خواهید از دو چهار راه اصلی و مهم شهر ( غفاری و بانک ملی ) عبور کنید با پلاکارت ها ی مختلفی از قبیل تبریک ، تسلیت ، افتتاح مطلب یا میدان میوه و تره بار یا اعلام سخن رانی ها و ... مواجه می شوید آیا جای این نوشته ها در مرکزی ترین نقطه شهر است ؟! به جرات می توان که دو چهار راه مهم در خیابان امام از پر رفت و آمد ترین نقاط شهر به حساب می آیند . نیازی به گفتن نیست که شهر تاکستان از نظر زیباسازی فضای شهری ضعیف است . متاسفانه همشهریان عزیز و نهاد ها و سازمان های گوناگون دولتی و غیر دولتی در چند سال اخیر با نصب پارچه نوشته های گوناگون در این چهار راه ها از اندک زیبای مرکزی ترین نقاط شهر کاسته اند . نمی دانم چرا شهرداری محترم تاکستان با این مسائل برخورد نمی کند؟ در حالی که همین سازمان محترم ( شهرداری تاکستان ) می تواند با قرار دادن بیل برد های گوناگون درصدد بالا بردن فرهنگ شهر نشینی برآید و مردم را به رعایت وظایف و رفتارهای مهم شهروندی ترغیب کند که هم علاوه بر کار فرهنگی از زیبایی شهر هم کاسته نمی شود . شهرداری و شهردار محترم تاکستان مطمئن باشند کوچکترین کاری که در سطح شهر به خصوص زیباسازی خیابان های اصلی که به راستی آبروی شهرداری شهر هستند انجام دهند ، هر چند این کار ها کوچک باشند ولی به چشم مردم سخاوتمند و قدرشناس تاکستان می آید . مثلا از کارهای اخیر شهرداری می توان به نصب گلدان های سنگی که آماده کاشت گل و گیاه است اشاره کرد یا نصب چراغ ها در سطح پیاده رو خیابان امام . از حق نگذریم شهرداری تنها عامل در زیبا سازی شهر نیست . ما شهروندان هم می توانیم و باید در زیبا سازی و زیبا نگاه داشتن شهر سهیم باشیم . موفقیت جوانان تاکستان چه در عرصه ورزشی و علمی باعث خوشحالی و مباهات همه تاکستانی هاست و لی چه لزومی دارد که افرادی که می خواهند به این عزیزان تبریک بگویند این کار را با پارچه نوشته ها و نصب آنها در سطح شهر انجام دهند ؟ به نظر من زیبا تر و رسمی تر آن است که این پیام تبریک یا آگهی را در نشریات شهر که خدا را شکر کم هم نیستند و در چند سال اخیر فعالیت های درخشانی داشته اند به چاپ برسانند . به امید روزی که همه ما علاوه بر فرهنگ و زبان غنی خود بر ظاهر زیبای شهر خود نیز ببالیم . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 22:15 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
|
صدا و سيما نقش بسيار مهمي در جوامع بشري و پيشبرد اهداف فرهنگي ، اقتصادي و اجتماعي مردم دارد. هر چه برنامه ها از لحاظ محتوا و شكل برگرفته از واقعيات و مباني فرهنگی و اجتماعی و اعتقادي مردم باشد تاثير گذاري آن بر افكار عمومي و مخاطبان بيشتر خواهد بود . حفظ و معرفي زبان و آداب و فرهنگ مردم و منابع طبيعي ، آثار و بنا های تاریخی استان از سوی شبکه استانی امری ضروري است زیرا صدا و سیما علاوه بر آگاه کردن مردم نسبت به تاریخ و آداب و رسوم پیشینیانشان می تواند با برنامه های تولیدی پر بار موجب تحول روحی ، فکری و اعتقادی مردم گردد. شبکه استانی هر استان به مسئولان و مردم این اجازه و فرصت را می دهد که هر چه بیشتر به زبان ، فرهنگ و آداب و رسوم و مشکلات آن استان در سطح یک رسانه ملی بپردازند و انتظار می رود که در شبکه استانی به همه قشر ها و زبان ها و فرهنگ ها موجود در آن استان توجه شود . به راستی تا به حال چند دقیقه برنامه به زبان تاتی از این شبکه دیده اید یا چند واژه تاتی ، یا در مورد تاتی از این شبکه پخش شده است ؟! سئوال مهم تر این است که آیا مسئولان محترم شبکه استانی قزوین اساساً بر حضور تات ها در این استان واقفند یا خیر ؟! تات ها حدوداً 4/1 جمعیت استان قزوین را تشکیل می دهند دو شهر بزرگ این استان تات هستند : 1- شهرستان تاکستان که حدوداً 120000 هزار نفر از جمعیت ۱۷۳۵۷۷ هزار نفری آن تات هستند . 2- شهرستان بوئین زهرا که حدوداً 100000 هزار نفر از جمعیت ۱۵۵۸۸۹ هزار نفری آن تات هستند . البته بر این تعداد تات های فشگل دره و آبیک و سایر روستا ها را هم باید اضافه کنیم که جمعیتی بالغ بر 220000 تا 250000 هزار نفر را تشکیل می دهند. به نظر بنده این توقع کاملاً به جایی است که 4/1 مردم استان انتظار داشته باشند درباره زبان و فرهنگ و شهرشان در شبکه استانی خود بر نامه هایی را به زبات تاتی یا حتی فارسی بینند و بشنوند . وامیدوارم مسئولان شبکه استانی به گونه ای عمل کنند که بیننده شبکه استانی قزوین آن را متعلق به همه استان بداند نه فقط متعلق به شهر قزوین . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 22:12 توسط رحمانی
|
|
||
|
|
|
|
|
به زودی بقعه پیر( به شماره ثبت ملی 384 در سال 1330 ) و قلعه دختر ( قز قلعه )
تاکستان مرمت و محوطه سازی می شوند.
گفتنی است این دو بنا از قدیمی ترین بنا های ثبت شده استان در فهرست آثار ملی کشور هستند. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 21:12 توسط رحمانی
|
|
||